خرید بک لینک
من منتظر یه امتحان هستم نگرانم و استرس دارم درس خوندن اونم برا چندمین بار راحت نیس میخوام تلاش کنم تا به خوبی بگذرونم و پدر و مادرم نا امید نشن من هم اونا رو خوشحال کنم هم خودمو ولی دست و دلم نمیره برا درس نمی دونم چرا خسته ام یکم چجوری باید انرژی خودمو جمع کنم تا درس بخونم چجوری کم کم داره خاطرات اون موقع برام زندهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

یادمه دوسال پیش همین موقع تهران خونه ی یکی از فامیل های پدرمون بودم آخر هفته که شد رفتیم باغ اونا ... ماشین ما زودتر رسید اونا هم یه دختر داشتن که خیلی مغرور بود من نمی تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم اون 4 تا سیب سبز از درخت چید در حالی که ما 5 نفر بودیم به همه یکی سیب داد و من نفر آخر بودم به من سیب نداد من خیلی ناادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

امروز یه اتفاق جالب افتاد دیدم که فیلم مورد علاقه ام کتاب رنگ آمیزی داره خیلی خوشحال شدم حیف پول تو دست و بالم نیست وگرنه همین الان سفارش میدادم خدا نکنه من تو این سایت های خرید آنلاین برم هر چی که لازم دارم رو میبینم و میگم وای چه قشنگه... همیشه آدم چیزی رو که نداره میخواد

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

صبر ... انتظار ... صبوری ... این کلمه ها چه معنی میدن ؟ انگار توی زندگیه من خیلی معنی دارن وهمه چی به اینا ربط داره من باید برا همه چی صبر کنم حتی آدما ... من خسته شدم که به چارچوب های زندگی پایبندم ولی دیگران حتی اهمیت هم نمیدن من چیزی رو که میگم سعی می کنم بهش عمل کنم زیرش نزنم ولی بقیه با من اینطور نیستن حس بدی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

یه چند وقته کلاس زبان میرم خیلی خوبه روحیه ادمو جا میاره ... دلم برا دوستام تنگ شده البته دوستای خوبم ... استاد کلاس زبانم اینقدر خسته اس وقتی سرکلاس درس میده من خندم میگیره ولی در کل کلاس خوبیه کم جمعیته راحتیم ... اولش برا استاد سخت بود الان کنار میاد هر چی سنت بیشتر بشه استاد سرکلاس بیشتر سخته براش تا درس بده .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

کلی درس دارم نمی دونم از کجا شروع کنم ... استاد زبانم این ترم میره ... انگار یه کار خوب پیدا کرده که به رشته اش میخوره خوشحال بود ... امید وارم خوشحال باشه همیشه ... این هفته هفته ی پر ازدرس و کار دارم ... امروز یه اتفاق خوب افتاد که خیلی عالی بود... تا باشه اتفاق های خوب

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

امتحان بخیر گذشت خدا رو شکر ... نمی تونم بگم راحت بود ولی سخت هم نبود در حد متوسط خدا کنه ترم بعد تشکیل شه اصلا حوصله ی فاصله رو ندارم اعصاب خورد کنه ... دوستم الان امتحان های سختی داره ایشالا که براش بخیر بگذره ...

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

ای زندگی نمیخوام بهت بگم خسته شدم نه نمی خوام بگم میخوام بگم عصبی شدم بی حوصله شدم .... خب اول از هفته ی قبل شروع میکنم خوشحالی نمره ی خوب امتحان زبانم خیلی خوب بود چند وقتی میشد اینقدر خوب خوشحال نشده بودم ... اما این هفته تنبلی بهم چسبید الان فردا آزمون دارم و هیچی بارم نیست به غیر از عمومی ها البته فقط همین دیگه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

ناراحتم ... مثل آدمی که زمین خورده و پاهاش جون نداره که بلندشه ... مثل آدمی که عشقش رو از دست داده .... ناراحتم مثل نوازنده ای که دستش شکسته ... از فرار خسته شدم ... از استرس های زیاد که سر هر چیز کوچیکی دارم ... از درجا زدن خسته شدم از نگاه های بقیه خسته شدم ...

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:35

واقعا دیگه نمی دونم باید چیکار کنم ... دیگه مثل قبل طاقت ندارم و خسته شدم از زمین خوردن ها از نرسیدن به خواسته هام خسته شدم ... با خودم که فکر می کنم میگم شاید لیاقتشو ندارم ولی بقیه دارن اگه لیاقت داشتم حتما میشد یا تلاشم کم بوده چیکار کنم خودمو بکشم ... واقعا نمی فهمم افرادی که ناامید نمیشن چجوریه ... حس میکنم همه موفقیت رو دارن و من ندارم ... تو وجود خودم فقط درد ، ناراحتی و ناامیدی ادامه مطلب

برچسب: پایان, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

برای اولین باره که واقعا دارم معنیه پوچ بودن رو می فهمم خسته شدم نمی دونم دیگه باید چجوری سر خود م رو گرم کنم که یادم بره چی رو پشت سر گذاشتم از خودم بدم میاد که هر چی رو که گفتم انجام نمی دم دارم انجام میدم ... خسته شدم که باید جواب بقیه رو بدم آره از جواب دادن خسته شدم ... خسته شدم که جرئت انجام کارها رو ندارم و می ترسم انجامش بدم می ترسم برم بیرون می ترسم کاری رو شروع کنم ... خسته شدم اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

این روزا بهم سخت میگذره ... وقتی می پرسن کنکورو چیکار کردی دلم میخواد آتیش بزنمشون ... این نتایج کوفتی اعلام بشه ببینم باید چه خاکی تو سرم بریزم ... خیلی وقته خونهی مادر بزرگم نمیرم خدایی نکرده ازم سوال بپرسن بگن کنکور چیشد کنکور چه خبر و از این مدل سوال ها که حالم رو خراب کنه ... ... مادر بزرگ من با بقیه مادر بزرگ ها فرق می کنه اون توی کار ها نظر میده و دخالت می کنه ... بین نوه هاش فرق مادامه مطلب

برچسب: کنکور,لعنتی, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

نتایج کنکور اعلام شد و من بی نتیجه موندم تلاشم بی فایده بود اعتقاد خودم رو به اینکه میگن به هر چی میخوای میرسی فقط کافیه تلاش کنی از دست دادم حتی دیگه انگیزه و هدف و رویا هامو فراموش کردم ... انگار من خوشحالی رو گم کردم الان فقط یه ذهن مشغول دارم و یه چشم گریون و باید برم دانشگاه آزاد یه رشته ای بخون از اون چیزی که دوست دارم خیلی دوره و بار ها و بارها باید خودمو سرزنش کنم و دیگران رو ببینم و حسرتادامه مطلب

برچسب: حکایت,روزای, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

دلم میخواد بزنم به دنده ی بیخیالی هر کی هر چی پرسید جواب ندم فقط بخندم بگن نگاش کن دیوونه شده اگه تو زندگیم بیخیال بودم به خیلی چیزا می رسیدم اگه حسایت های بی جا نداشتم برام بهتر بود ولی نشد ... نشد به بشه ... حالا من یه آدم خسته و بی روحیه ... هرکی فک و فامیل نداره خوشبخته نمی خوام بگم شرایط الانم تقصیر اوناس ولی اونا هم باعث شدن اینطور بشه فضولی های بی جا نتیجه ی خوبی برای آدم هایی مثل من ندارادامه مطلب

برچسب: اندازه,بیخیال,بودم, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

یکی از دوستام بهم گفت که غم هاشو فراموش میکنه با خودم گفتم مگه میشه چجوری آخه بعد یاد یه چیزی افتادم که من اصلا جایگاهی برای فراموش کردن تو زندگیم ندارم من همه چی یادم می مونه ........فراموش کردن حرف آدمایی که برام مهم نیستن فراموش کردن خاطرات بد وصد البته تجربه کسب کردن از اون خاطرات فراموش کردن راه خیلی خوبیه اما برای آدمی مثل من که کینه شتری ام فراموش کردن برام سخته اگه فراموش کنم چه برخورد هاادامه مطلب

برچسب: میشه,فراموش, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

صفحه بندی